تاسیس شرکت “بس” با دو پاتیل شامپو!

منوچهر سلطانی موسس شرکت «بس»
خیلی از ما نام شامپوی بس را حداقل از تبلیغات تلوزیونی آن به یاد داریم. اما هرگز داستان پرماجرای تاسیس آن را نشنیده ایم و اسمی از موسس آن در ذهن نداریم.
شامپوی بس در شرکت «ایران آوندفر» تولید می شود. این شرکت در سال ۵۹ تاسیس شده  و در ابتدا تنها دو مدل شامپو را در فضایی به متراژ تقریبی هفتصد مترمربع تولید می کرد.
با توسعه این شرکت محل آن به سیمین دشت کرج منتقل شد و تنوع محصولات خود را به بیش از ۳۰۰ فرآورده رساند که شامل برندهایی مثل بس، دکتر ژیلا، آیروکس، آوند و پاریس می شود.

زندگینامه موسس کارخانه بس

این کارآفرین زندگینامه خود را اینگونه شرح می دهد: “در سال ۱۳۱۵ در مشهد مقدس در یک محله تقریبا پایین شهر «پشت باغ نادری» متولد شدم. به دلیل کمبود مسائل بهداشتی از ۱۴ فرزندی که مادرم به دنیا آورد، فقط چهار بچه زنده ماندند که من پسر بزرگ هستم و یک یک برادر و دو خواهر دیگر هم دارم.

پدرم افسر ژاندارمری بود و مسئولیت رسیدگی به درس و زندگی ما بیشتر بر عهده مادرم بود. چون پدرم اکثرا در ماموریت‌های خارج از شهر بود.”

دو نفر از بین ۶۵ نفر!

حوالی اردیبهشت سال ۱۳۴۳بود، وقتی در روزنامه به دنبال کار می گشتم، یک آگهی دیدم که در آن شرکت «دوپار»، تولید کننده فرآورده‌های چشمی در ایران، به ویزیتور علمی نیاز داشت که بتواند داروهایش را معرفی کند. با اینکه معنی ویزیتور علمی را نمی دانستم، به شرکت رفتم.  آنجا دیدم حدود ۶۵ نفر ثبت نام کرده‌اند و فقط دو نفر را می‌خواهند. در مصاحبه شرکت کردم و به علت داشتن اطلاعات عمومی بالا و ظاهر موجه و صداقت در گفتارم یکی از آن دو نفر پذیرفته شده بودم.

یک دوره بیست روزه آموزشی را گذراندم و بعد از آن قرار شد که به عنوان نماینده علمی در استان گیلان کارم را شروع کنم. یک هفته در تهران و یک هفته در گیلان بودم.

کمتر از ۶ ماه از شروع کارم نگذشته بود که نمایندگی استان مازندران را به هم به من دادند و از آن به بعد حدود ۲۰ روز از ماه را خارج از تهران بودم.

این روند تا سال ۴۵ ادامه داشت تا اینکه در آن سال پست مدیریتی گرفتم و مسئولیت کل کشور بر عهده من شد.

بازگشت به نقطه صفر

آن سال ها آموکسی سیلین از ایتالیا به ایران وارد می‌شد و من برای اولین بار در کشور این دارو را پخش کردم. با اینکه این دارو رقیبانی از کشورهای آمریکا، انگلیس و آلمان داشت اما من توانستم در سال ۵۴ این دارو را در سطح کشور به فروش برسانم.

 بعد از مدتی کسی که مجوز نمایندگی به نام او صادر شده بود، مجوز نمایندگی را به همراه خودش از کشور خارج کرد و شرکت تعطیل شد. همه چیز در یک روز از دست رفت و من دوباره به همان هیچی سال ۱۳۴۳ برگشته بودم!

تنها چیزی که برایم مانده بود یک خانه و یک ماشین بود که ۷۰ درصد آن هم در رهن بانک بود! اعتقاد داشتم هر شکستی تجربه ای برای موفقیت‌های بعدی است. ماشین را فروختم و خانواده را برای ده روز برای تفریح به مسافرت خارج از کشور بردم! وقتی با دل خوش برگشتیم تازه جریان را برایشان تعریف کردم و گفتم که باید دوباره از اول شروع کنیم.

دوباره با اتکا به خدا یک خانه به عنوان دفتر اجاره کردم و با استفاده از روابطی که با داروخانه‌های سطح کشور داشتم مراودات را آغاز کرده و کارت بازرگانی گرفتم.

شروع با دو پاتیل شامپو

یکی از دغدغه‌هایی که در سفرهای استانی برایم ایجاد شده بود نادیده گرفتن مسئله بسیار مهم پیشگیری از بیماری‌ها بود. واقعاً کمبود لوازم و مواد بهداشتی آن هم ابتدایی‌ترین آن‌ها در سطح تمامی استان‌های کشور قابل لمس بود. طبیعی است که بیماری‌های واگیردار هم در بسیاری از مناطق بیداد می‌کرد.

این نکته ذهن من را مشغول می‌کرد که زمانی‌که داروی خارجی در کشور به وفور پیدا می‌شود و بسیاری از این کشورها داروهای جدیدشان را در کشور ما برای اولین بار آزمایش می‌کردند، چرا جایی برای محصولات بهداشتی ایرانی وجود ندارد؟

نهایتاً آن وضعیت اسفناکی که در شهرستان‌ها دیده بودم، تلنگری شد تا وارد کار تولید شوم. با دست خالی در خیابان دریان نو تهران، یک پارکینگ چهل متری اجاره کردم و دو پاتیل بزرگ گذاشتم و شروع به تولید شامپو کردم. چند داروساز هم بر حسب رفاقت آمدند و شروع به همکاری کردند.

 

به دهه هفتاد که رسیدیم تعداد محصولاتمان هم افزایش پیدا کرد و مکانی هم که برای تولید در نظر گرفته بودیم دیگر برای کار ما کوچک شده بود. در زمان تولید هم هرچه در کار سود می‌بردیم در خود تولید سرمایه گذاری می‌کردیم. اوایل سال ۱۳۷۷ موتور شرکت آماده پرواز شد. تقریبا همه چیز دست در دست هم می‌داد و کارها در روال و منطق صحیح خود پیش می‌رفت. کار تا آنجا پیش رفت که پسرهایم را هم وارد تشکیلات کردم و علاوه بر محصولات بهداشتی، محصولات آرایشی هم تولید می‌کردیم.

منبع: کتاب کارآفرینی به شیوه منوچهر سلطانی حسینی 


برامون مهمه بدونیم نظر شما درباره این مطلب چیه؟ لطفا به این مطلب امتیاز بدهید: ( شما اولین نفر هستید که امتیاز می دهیدLoading...)

با ما همراه شوید:

  • aparat
  • telegram
  • soroush
  • eitaa
  • Instagram
  • bale
  • hamsa
  • idpay

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *