ای کاش، کم شدن حقوق اساتید دانشگاه

الآن مشکل دانشگاه های ما این است که این همه استاد داریم. هر کدام هم حقوق های بالا می گیرند و نهایت خروجی آنها برای کشور این است که چند مقاله تولید می کنند و میروند سر کلاس و درس میدهند. تازه اینکه کیفیت مقالات و تدریس هم چطور است خدا می داند.

وقتی شرایط این طور باشد، طبیعی است که در این شرایط کسی دنبال این نمیرود که از صنعت پروژه بگیرد، یا روی ایده ای کار کند که بعداً بتواند در بازار بفروشد و برای چند جوان کار ایجاد کند. این کارها دردسرش زیاد است، ریسک دارد، سختی دارد و … .

کاش من وزیر علوم می شدم

ای کاش من وزیر می شدم، آن وقت حقوق اساتید را یک سوم می کردم، به اندازه ای که در حد یک کارمند معمولی دانشگاه باشد. بقیه این پول را می دادم به اساتید و دانشجویانی که روی موضوعات کاربردی تحقیق می کنند. آن وقت حتی اگر نود درصد این هزینه هم به خروجی نمی رسید، حتی با همان ده درصد تعداد زیادی شرکت جدید ایجاد و ایضاً تعداد زیادی پروژه کاربردی تعریف می شد.

با این کار خیلی از مشکلات هم خود به خود حل می شد، اساتیدی که کار عملی بلد نبودند یا می رفتند کارعملی یاد می گرفتند که برایشان صرف بکند، یا می رفتند کنار و جای خودشان را به افراد دیگر می دادند، یا اینکه با یک حقوق حداقلی سر می کردند. دیگر هم لازم نبود این همه التماس کنیم که به جای تئوری و مقاله کار عملی کنید، خودشان خود به خود به این سمت می رفتند. از طرف دیگر هم کسانی که دارند کار به درد بخور می کنند، مشکل مالی شان حل می شد و تمام تمرکزشان را روی کارشان می گذاشتند.

می دانم الآن خیلی هایتان میگویید، ای کاش من هیچ وقت وزیر علوم نشوم!!! ولی باور کنید این وضعیت به یک جراحی نیاز دارد.

نکته آموزشی: توجه به «مشکلات» یکی از راه های رسیدن به ایده است.

 


برامون مهمه بدونیم نظر شما درباره این مطلب چیه؟ لطفا به این مطلب امتیاز بدهید: ( شما اولین نفر هستید که امتیاز می دهید Loading...)

با ما همراه شوید:

  • aparat
  • telegram
  • soroush
  • eitaa
  • Instagram
  • bale
  • hamsa
  • idpay

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *